یک سئوال

سلام بر همه بر و بچه های تاریخ

راستی بچه ها کی می دونه فامیلی صحیح رضا شاه پهلوی چیه ؟ من هر منبعی که داشتم گشتم ولی فقط نام پدرش بود که عباسعلی ذکر کرده اند نام فامیلیشو نتونستم پیدا کنم اگه کسی می دونه لطفا راهنمائیم کنه ؟

مرسی

[ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 18:36 ] [ tarikh76 ]

مرتضی پاشائی رفت

يكي هست تو قلبم كه هر شب واسه اون مي نويسم و
اون خوابه
نمیخوام
بدونه
واسه اونه که قلب من اینهمه بیتابه
یه کاغذ
یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیونه
یه نامه
که خیسه
پر از اشک و باز کسی اون و نمیخونه
یه روز همین جا توی اتاقم
یدفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم اخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم درو که می بست
میدونستم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
می ترسم
یه روزی
برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا
کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوت
اتاقو
داره میشکنه تیک تاک ساعت رو دیوار
دوباره نمیخواد بشه باور من که دیگه نمی یاد انگار
یه روز همین جا توی اتاقم
یدفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم اخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم درو که می بست
میدونستم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
يكي هست تو قلبم كه هر شب واسه اون مي نويسم
اون خوابه
نمیخوام
بدونه
واسه اونه که قلب من اینهمه بیتابه
یه کاغذ
یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیونه
یه نامه
که خیسه
پر از اشک و باز کسی اون و نمیخونه
رفت امروز صبح در بیمارستان بهمن در گذشت خیلی زود رفت خیلی تو این روزا که همه فکر میکردند خبر سلامتیش به دستشون میرسه
 درگذشت ناگهانی مرتضی پاشایی رو به همه ی هوادارانش تسلیت عرض میکنم

[ شنبه 24 آبان 1393 ] [ 09:17 ] [ tarikh76 ]

تبریک

فرا رسیدن اعیاد قربان و غدیر بر همه همکلاسیهای عزیز گرامی باد

[ شنبه 12 مهر 1393 ] [ 18:30 ] [ tarikh76 ]

راه ظهور

تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم

دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است

براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم

دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم

من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا

ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست

ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

[ چهارشنبه 02 مهر 1393 ] [ 18:35 ] [ tarikh76 ]

مهر مبارک

آغاز سالتحصیلی جدید بر همه دبیران و استادان و علی الخصوص بر همکلاسیهای استاد گرامی باد

موسوی

[ چهارشنبه 02 مهر 1393 ] [ 12:41 ] [ tarikh76 ]

به یاد بهنود شجاعی

غروب صبح آخر بود

 

اذان می گفت:زندانبان

 

نماز آخر و سجاده ی خاموش

 

یک قاتل!

 

امید اصلا نبود آنجا

 

گلویم خشک و اشک از دیده بارانی

 

تمام واژه های التماس جاری

 

ولی انگار نه انگار آدمی آنجاست

 

طناب دار می خندد

 

مرا بهتر ز یک مادر

 

به آغوش می کشد آرام

 

چنان گوئی که قصد مادری دارد

 

و می داند که من بی مادر و تنها می

 میرم

کنار گوش من نجوا کند آرام

 

نترس من با تو می مانم

 

ولی آن سو دلی از جنس سنگ

 

هم وزن و رنگ مادران

 

قصد قصاص دارد

 

مرا موسیقی دار و طناب و همهمه

 

او را

نوای رقص جسم آویزان من در سر

 

صدای ضرب چارپایه

 

صدای یک تپش مانده

 

و من با آخرین تصویر مبهم از امید

 

با چشم خشکم التماس کردم

 

برایم مادری کن من یتیم هستم

 

طناب دار می خندد

 

مرا محکم تر از هر بار دیگر

 

در میان گیرد

 

صدای لرزش آهن به روی سطح

سیمانی

 

صدای گریه و راز پشیمانی

 

دریغ از شوکران جام سحرگاهی

 

به تقدیرم قصاص آمد

 

ز تدبیر کار نمی آید

 

همه با حسرت و اندوه می دیدند

 

یکی ازجنس مادر

 

مجری حکم قصاص نوجوانی شد

 

در این جشن غم و ماتم

 

به گاه قتل یک انسان

 

بهشت هم زیر پای مادران لرزید

 

[ پنج‌شنبه 30 مرداد 1393 ] [ 12:59 ] [ tarikh76 ]

یادتان باشد ...

ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که


عکس آنها را به دیوار می کوبیم 


یا روی تاقچه می گذاریم


اما این را هم یادتان باشد


ذره ای در قلب


بهتر از کوهی بر دیوار است...

[ پنج‌شنبه 30 مرداد 1393 ] [ 12:52 ] [ tarikh76 ]

تسلیت

شهادت مولای متقیان امیرالمومنین علیه السلام بر تمام  شیعیان تسلیت باد.

[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 20:44 ] [ tarikh76 ]

تخته هوشمند

با سلام

دوستان عزیز امسال مدرسه ای که بودم جزء مدارس هوشمندی بود که برای اولین بار همکاران باید از تخته هوشمند جهت تدریس استفاده می کردند. همکارانی که بیشترشان حتی کار کردن ساده با کامپیوتر رو هم بلد نبودند(از سی و پنج همکار فقط دو نفر با این تخته کار کردند.)

تخته هوشمند مانند مانیتوری بزرگ به اندازه یک تخته کلاس است که مطمئنا به خاطر این سایز یزرگ خود در ایجاد انگیزه و علاقه و یادگیری بهتر دانش آموزان بسیار موثر است . تخته ای که به جز نرم افزار های موجود در یک رایانه و لپ تاپ معمولی شامل نرم افزارهای دیگر به همراه قلم و برنامه های wordپیشرفته مخصوص تدریس که البته من بیشتر برنامه ها رونتونستم استفاده کنم . فقط یک کلاس این تخته رو داشت بنابراین وقتی دانش آموزان کلاسی رو به این کلاس می بردم خیلی ذوق زده بودند .بچه های نسل جدید همه با کامپیوتر مانوس هستندو همین باعث می شود علاقه به یادگیری با این تخته بیشتر شود. در جلسات اول فقط می توانستم با استفاده از قلم یا حتی انگشتان دست به راحتی نکات اصلی درس رو با رنگها و سایزهای مختلف بنویسم ودر صفحات مختلف ذخیره و دوباره بعد از اتمام درس در مرور و جمع بندی درس بر یکایک صفحات مراجعه و مرور کنیم . بعد ها کشف کردیم که اینترنت پر سرعت و متاسفانه همراه با فیلتر شکن داره . وجود اینترنت کار تدریس رو راحت کرد.برای آوردن عکس شخصیتهای تاریخی ،برای ارائه اطلاعات در زمان کمتر و حتی برای آوردن برخی فیلمهای تاریخی به خصوص مستندهای حوادث تاریخ معاصر.

اما نکته جالب اینکه بچه های انسانی بیشتر تو اینترنت خواهان آهنگها ،خواننده ها وهنرپیشه های مورد علاقه شان بودند.ولی بچه های ریاضی و تجربی با علاقه تمام تاریخ رو دنبال می کردندحتی مستندهایی از رضاخان و شاپور بختیار و ... می آوردند و به همراه فیلم به عنوان تحقیق توضیح می دادند. کلاسهای بسیار جالبی بودند علاوه بر درس و اطلاعات صمیمیت بین معلم و دانش آموز بیشتر میشد .

ای کاش  دوستانی که تجربه کار با این نوع تخته را دارند اطلاعات و تجربشون رو در اختیار ما قرار دهند . موفق باشید.

عرفانی  

[ جمعه 19 اردیبهشت 1393 ] [ 19:01 ] [ tarikh76 ]

سایه جان رفتنی هستیم

سایه ، شاعره و نابغه ایران رفت .

سایه مقدسی دانش آموز 16ساله دبیرستان تیزهوشان مراغه که به جهت ابتلا به یک بیماری خونی در اثر جوزدگی و برخورد احساسی برخی مسئولین کشور برای درمان به آلمان فرستاده شده بود در اثر سهل انگاری کنسولگری ایران در آلمان جان خود را از دست داد .

محمدرضا مقدسی شاعر توانمند مراغه ، پدر سایه که معلم آموزش و پرورش مراغه است در این باره گفت : «محمد صادق عبداللهی» سرکنسول ایران در فرانکفورت، ضمن سر باز زدن از بیمه کردن ما، نامه‌ای خطاب به پروفسور «پیتر بادر» رئیس دپارتمان پیوندهای سلولی و پزشک معالج سایه نوشت و با دخالت در امور پزشکی اعلام کرد که سایه می‌تواند برای درمان به ایران برگردد؛ همین موضوع کار درمان سایه را یک ماه به تعویق انداخت . و بعد از اقداماتی که از سوی آموزش و پرورش صورت گرفت دیگر بیماری سایه تشدید شده بود و کار از کار گذشته بود .

شایان ذکر است : سایه نابغه سمپادی و با دو دفتر شعر جوانترین شاعر مراغه بود . در گذشت او مرا یاد شعر شهریار انداخت که در جواب شعر امیر هوشنگ ابتهاج که تخلص اش سایه بود ، سرود :

سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه

 زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟

درس این زندگی از بهر ندانستن ماست 

 این هـمه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟

خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز 

دوش گـیریمـــو بخاکش برسانیم که چه؟

پی این زهر حلاحل به تشخص هـــر روز 

بچشیم و به عزیزان بچــشانیم که چه؟؟

دور سر هلــهله هاله شاهـــین اجـــــــل

ما به سرگیجه کــبوتر بپرانیم کــه چـــه؟؟

کشتی ای را که پی غرق شدن ساخته اند

هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟

قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز

بی ثمر غوره ی چشمی بچلانیم که چه؟

ما طلسمی که خدا بسته ندانیم شکست

 کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه؟؟؟

شهریارا دگــران فاتحه از ما خــــــــوانند

ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه؟

روحش شاد و یادش گرامی باد و خداوند برای پدر و مادرش صبر جزیل عنایت نماید .

 

 

 

[ پنج‌شنبه 11 اردیبهشت 1393 ] [ 14:44 ] [ tarikh76 ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران