حال ما را خدا می داند
حال ما حال خرابی است خدا می داند
تشنۀ رو به سرابی است خدا می داند
زندگی جوی حقیری است به مرداب فنا
دلخوشی همچو حبابی است خدا می داند
در سراشیبی تندی به تغافل، بی باک
می دویم، این چه شتابی است؟ خدا می داند
ره بگیرند بر این قافله، دزدان همه روز
خوابمان برده، چه خوابیست خدا می داند
باورت نیست که با مردم دون سر کردن
سخت تر زین چه عذابی است خدا می داند
اندر این آتش بیداد همه میسوزیم
روی این شعله چه آبیست خدا می داند
[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 08:20 ] [ tarikh76 ]
[
ارسال نظر(1)
]