منابع کارشناسی ارشد تاریخ

منابع ایران اسلامی

1. آبراهامیان، یرواند؛ ایران بین دو انقلاب؛ ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی؛ تهران: انتشارات نی، 1377.

2. اشپولر، برتولد؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی؛ ترجمه جواد فلاطوری؛ تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1377.

3. اشپولر، برتولد؛ تاریخ مغول در ایران؛ ترجمه محمود میر آفتاب؛ تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1380.

4. اقبال آشتیانی، عباس؛ تاریخ ایران از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه؛ تهران: انتشارات میلاد، 1383.

5. بویل، جی آ؛ تاریخ ایران کیمبریج ( از آمدن سلجوقیان تا فروپای دولت ایلخانان)؛ جلد پنجم؛ ترجمه حسن انوشه؛ تهران: انتشارات امیر کبیر، 1381.

6. بیات، عزیزالله؛ شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1383.

7. ترکمنی آذر، پروین؛ دیلمیان در گستره تاریخ ایران (حکومت‌های محلی، آل زیار، آل بویه)؛ تهران: انتشارات سمت، 1384.

8. ترکمنی آذر، پروین؛ پرگاری، صالح؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفاریان و علویان؛ تهران: انتشارات سمت، 1378.

9. حسن زاده، اسماعیل؛ حکومت ترکمانان قراقویونلو و آق قویونلو در ایران؛ تهران: انتشارات سمت، 1379.

10. خلعتبری، اللهیار؛ محبوبه، شرفی؛ تاریخ خوارزمشاهیان؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

 برای ادامه مطالب روی گزینه ادامه مطلب کلیک بفرمایید..


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 ] [ 16:35 ] [ tarikh76 ]

منابع پیشنهادی دکتری تاریخ

منابع پیشنهادی دکتری تاریخ ایران اسلامی

1. ترکمنی آذر، پروین؛ پرگاری، صالح؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفاریان و علویان؛ تهران: انتشارات سمت، 1378.

2. زرین کوب، عبدالحسین؛ تاریخ مردم ایران؛ جلد دوم ( از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه)؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1382.

3. فقیهی، علی اصغر؛ تاریخ آل بویه؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

4. ترکمنی آذر، پروین؛ دیلمیان در گستره تاریخ ایران (حکومت‌های محلی، آل زیار، آل بویه)؛ تهران: انتشارات سمت، 1384.

5. فروزانی، ابوالقاسم؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره سامانیان؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

6. هروی، جواد؛ تاریخ سامانیان (عصر طلایی ایران بعد از اسلام )؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1382.

10. فروزانی، ابوالقاسم؛ غزنویان از پیدایش تا فروپاشی؛ تهران: انتشارات سمت، 1384

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 ] [ 16:30 ] [ tarikh76 ]

دوست یا دشمن

قورباغه ها توسط مارها خورده می شدند و ناشاد بودند.بنابراین از لک لک ها کمک خواستند.لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شاد شدند.پس از کم شدن مارها لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند.قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند.گروهی خواهان بازگشت مارها شدند و گروهی به دوستی با لک لک ها روی آوردند.مارها بازگشتند.حالا قورباغه ها هم توسط مارها و هم توسط لک لک ها خورده میشوند.قورباغه ها ایمان آورده اند که سرنوشتشان خورده شدن است.فقط یک مشکل باقی است آنها نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا توسط دشمنانشان.

حسین پور

[ دوشنبه 02 مرداد 1391 ] [ 10:53 ] [ tarikh76 ]

فهرست برخي مشاهير زرتشتي

    زرتشت : پیغمبر دین مزدیسنا

گشتاسب : نخستین شاهی که دیانت زرتشتی را بعنوان دین حکومتی پذیرفت و نیز حامی زرتشت

پوروچیستا : دختر زرتشت و از نخستین گروندگان به دین زرتشتی

کرتیر : موبدان موبد چهارشاه ساسانی و از عوامل گسترش مزدیسنا در دوره ساسانی

تنسر : موبد زمان اردشیر بابکان

 آذرباد مهراسپندان : موبد زرتشتی دوران شاپور دوم و گردآورنده کتاب دینی خرده اوستا و چند اندرزنامه

 فرهنگ مهر : معاون سابق نخست وزیر ایران و رئیس سابق دانشگاه شیراز و استاد دانشگاه بوستون آمریکا.

جاماسپ : دوست و داماد زرتشت و نیز نام یک منجم زرتشتی

 دستور داراب : شاعر و نویسنده زرتشتی در قرن یازدهم هجری

دستور دهالا : پژوهشگر دینی و زبانشناس اهل هندوستان.

 دقیقی : شاعر دوره سامانی و آغازکننده سرایش شاهنامه که پس از مرگ فردوسی کار اورا ادامه داد.بخشهایی از شاهنامه سروده اوست.

 مزدک : موبد یا هیربد دوران ساسانی که بدعتی در دین زرتشتی ایجاد کرد و فرقه مزدکی را بنیان گذاشت.

ارداویراف : نویسنده دوران ساسانی که اثری از او بنام ارداویراف‌نامه باقی مانده است.

 زرتشت بهرام پژدو : شاعر زرتشتی قرن هفتم هجری

  مازیار : حکمران زرتشتی مازندران که بر علیه خلفای عباسی قیام کرد.

اردشیر بابکان : نخستین شاه ساسانی و بنیانگذار حکومت دینی ساسانی.

 شاپور دوم : پادشاه مقتدر ساسانی و حامی حکومت دینی

 انوشیروان : پادشاه مقتدر دوران ساسانی و سرکوب کننده نهضت مزدکی

 ارباب کیخسرو : از نمایندگان عالرتبه مجلس و موسس کتابخانه مجلس

 بهرام گور آنکلساریا : مورخ و ایران شناس

مانکجی لیمجی هاتریا : نخستین سفیر پارسیان در ایران در عهد قاجار و عامل بهبودی معیشتی زرتشتیان ایران در آن دوره

 ماهداد : نخستین موبدان موبد دوران ساسانی

 فردی مرکوری : خواننده زرتشتی گروه موسیقی کوئین

 بزرگمهر : حکیم، طبیب و اندرزگر ایرانی

 زوبین مهتا : رهبر نامی ارکستر موسیقی کلاسیک جهان

 جمشیدجی نوشروانجی تاتا : از پیشگامان صنعت در هندوستان

مهربابا : بنیانگذار فرقه ای عرفانی در جهان در قرن بیستم

 

[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 09:53 ] [ tarikh76 ]

نظر آقاي امين پور

سلام بر مدیر محترم وبلاگ وهمه دوستان گرامی. خیلی خوشحال بودم که وبلاگی برای دوستان راه اندازی شده که همه را در دنیای مجازی و شاید در دنیای واقعی دور هم جمع کنه . این وبلاگ در ابتدا با چنین هدفی تاسیس شد و قصد اصلیش هم همان بوده وهست.

در اوایل همه با اشتیاق پیگیر بودند و اطلاع رسانی همه جانبه ای صورت گرفت.

این اشتیاق متاسفانه زیاد پایدار نبود و عملا فقط تعداد کمی از دوستان در وبلاگ مطلب می نوشتند و تعداد دیگری از جمله بنده با اشتیاق فراوان از خوانندگانش بودیم.

از همه دوستان می خواهم که با همان علاقه مطالب را پیگیری کنند و نسبت براورد کردن هدف اولیه تاسیس کنندگان که اقدامی خیر خواهانه بود ساعی باشند.

[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 09:33 ] [ tarikh76 ]

ترقی خواهان عصر قاجار

اخذ تمدن اروپايي وارتباط شديد سياسي و تجاري با شروع سلطنت فتحعلي شاه شروع شد و اين پادشاه براي مقابله با روسها كوشش داشت كه، از كمكهاي دولت فرانسه و انگليس استفاده كند. بدين جهت مراودات و مناسبات دول روز بروز افزايش مي يافت، اما كانون اصلاحات جديد در نظام وشئون ايران،آذربايجان و محرك عمده اين نهضت عباس ميرزا و ميرزاي بزرگ قائم مقام وزير با تدبير او بود.6عباس ميرزا كه وارث مسلم تاج وتخت بود، شكستهاي متوالي از دولت روسيه، او را به لزوم اخذ وسايل مدنيت جديد واقف ساخت . او نخستين برنامه نوسازي براي ترقي ايران را پي ريزي نمود . ازاين رو ازجمله كارهاي عباس ميرزا و ميرزاي بزرگ فرستادن گروهي محصل و صنعت آموز به انگلستان براي آموختن علوم جديد و صنايع بود،7چنانكه عباس ميرزا  به سفير انگليس گفته بود"آنان را به تحصيلي گماريد كه براي من و خودشان و مملكتشان مفيد باشد".8

عباس ميرزا پس از شكستهاي متوالي از روس و به تقليد از اصلاحات وقت عثماني،سلطان سليم سوم و بر اساس بر داشت خود "از نظام جديد عثماني " به ايجاد نظام جديد در آذربايجان دست زد و براي تجهيز اين ارتش جديد كارخانه توپ و تفنگ سازي در تبريز را ساخت و اقدام به ايجاد اداره ترجمه اي نمود تا نظام نامه ومقررات مهندسي و نظامي لازم را ترجمه و تدوين كند ،9 و براي جلوگيري از تكرار شورشهاي مذهبي كه سلطان سليم را از پاي در آورده بود،نظر مساعد علمايي مانند شيخ السلام تبريزي را جلب نمود. 10

هر چند كه اصلاحات ،علي الخصوص در ارتش اولين زمينه هاي شروع اصلاحات بود ، اما شكستهايي كه ارتش جديد در دومين جنگ ايران و روس متحمل گرديد تنها به اين باور فتحعلي شاه منجر شد كه همانا هنوز بهترين سلاح همان"نيزه هاي قديمي اجدادي" است، در نتيجه عباس ميرزا مدتها پيش از مرگ خود در سال1211ق/1832م شاهد زوال تدريجي نظام جديد بود.11سر انجام مرگ عباس ميرزا ضربه اي براي بر نامه و آينده اصلاح از بالا و اصلاح ارتش و دموكراسي اداري و آموزش جديد در ايران بود.12هر چند كه نخستين وزير اعظم(صدر اعظم)محمد شاه ميرزا ابولقاسم قائم مقام،اصلاح طلب بود اما شاه به زودي در سال1214ش/1835دستور داد اين آزادمرد، نا وابسته را كشتند.13

آغاز گر دومين اقدام در راستاي نوسازي،ميرزا محمد تقي خان فراهاني معروف به امير كبير است،كه پدرش كربلايي قربان در تبريز آشپز دربار وليعهد بود، که سرانجام مورد توجه قائم مقام و عباس ميرزاي وليعهد قرار گرفت.14ميرزا تقي خان خدمات دولتي خود را از منشي گري قائم مقام در دستگاه مترقي عبا س ميرزا آغاز كرد. به همين علت به گفته خود امير،وي در امر مملكتداري پيرو خط مشي قائم مقام بود.15

اولين مأموريت خارج از كشور ميرزا تقي خان در هيأت اعزامي به روسيه براي معذرت خواهي قتل گريبايدوف بود، و ميرزا تقي خان در اين سفر با پيشرفتهاي كشور روسيه آشنا گرديد،از سويي ديگر او سه سال را در دربارعثماني گذارند و با"تنظيمات جديد"آن ديار آشنا شد.16

او پس از بازگشت با ياري رساندن به ناصرالدين براي جلوس بر تخت سلطنت، به القاب"اتابك اعظم"و"امير كبير"مفتخر گرديد و در ميان بهت و حيرت همگان شاه جديد،ميرزا تقي خان را "شخص اول مملكت"17 و"مسئول هر خوب و بد مملكت"18قرار داد،و مورد تشويق قرار گرفت،تا به اصلاحات گسترده اي بپردازد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 09:31 ] [ tarikh76 ]

آدولف هیتلر ، مردی بزرگ

آدولف هیتلر رهبر افسانه ای رایش سوم را می توان بزرگترین مرد اروپا در کل تاریخ اروپا دانست. کسی که در جوانی خرج خود را با کشیدن نقاشی بدست آورده و سپس در جنگ جهانی اول به عنوان سرباز در ارتش آلمان خدمت کرد و پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم همانند هر آلمانی میهن پرست دیگری خشمگین شده و پس از همکاری با یک حزب با ارده ای نیرومند خود را به رهبری آلمان رساند و برای چند سال آلمان را در بهترین دوره ی تاریخ خود قرار داد.

آدولف هیتلر فرزند آلویز هیتلر در 20 آوریل 1889 در براناو ام این در اتریش- مجارستان چشم به جهان گشود. نام هیتلر را به گونه های مختلفی از جمله هیدلر، هویتلر و … تلفظ می شده است. پس از مرگ پدر و مادرش و عدم قبولی در آکادمی هنر های زیبا به آلمان رفت. هیتلر مدت ها بیکار بود و تنها از راه نقاشی پول بدست می آورد.
با آغاز جنگ جهانی اول آدولف هیتلر به ارتش آلمان و هنگ باواریا پیوست. او در نبرد های مختلفی در جبهه غرب شرکت کرد و به درجه ی سرجوخگی رسید. او در جنگ به عنوان امربر کار می کرد و از نظر همه امربر ها و افسران او سرباز بی باکی بود و هر زمان که برای انجام ماموریت به یک داوطلب نیاز بود او داوطلب می شد. او دو بار در جنگ مجروح و مدتی نیز کور بود و تا پایان جنگ بخاطر دلاوری هایش شش نشان جنگی دریافت کرد که نشان صلیب آهنین درجه یک را می توان مهم ترین آن ها دانست. نشانی که به کمتر سرجوخه ای داده می شد.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 23 خرداد 1391 ] [ 09:12 ] [ tarikh76 ]

عکسهای کلاس

برای مشاهده بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 23:35 ] [ tarikh76 ]

بابک و باران

بابک 9 ساله و باران  3 ساله     فرزندان خانم لاله عرفانی

[ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 20:09 ] [ tarikh76 ]

رمز موفقیت

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»
روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.

حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!
 

(صبوری)

[ جمعه 19 خرداد 1391 ] [ 21:13 ] [ tarikh76 ]
صفحه قبل1...1314151617...20صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران